تبليغاتX
این کیست این ، این کیست این ، هذا جنون العاشقین .... از آسمان خوشتر شده ، در نور او روی زمین / بی‌هوشی جان‌هاست این ، یا گوهر کان‌هاست این .... یا سرو بستان‌هاست این ، یا صورت روح الامین / سرمستی جان جهان ، معشوقه ی چشم و دهان .... ویرانی کسب و دکان ، یغماچی تقوا و دین / خورشید و ماه از وی خجل ، گوهر نثار سنگ دل .... کز بیم او پشمین شود هر لحظه کوه آهنین / خورشید اندر سایه‌اش ، افزون شده سرمایه‌اش .... صد ماه اندر خرمنش ، چون نسر طایر دانه چین / بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا .... بسم الله ای شمس الضّحا ، بسم الله ای عین الیقین / هین روی‌ها را تاب ده ، هین کشت دل را آب ده .... نعلین برون کن برگذر ، بر تارک جان‌ها نشین / ای هوش ما از خود برو ، وی گوش ما مژده شنو .... وی عقل ما سرمست شو ، وی چشم ما دولت ببین / ایّوب را آمد نظر ، یعقوب را آمد پسر .... خورشید شد جفت قمر ، در مجلس آ ، عشرت گزین / من کیسه‌ها می دوختم ، در حرص زر می سوختم .... ترک گدارویی کنم ، چون گنج دیدم در کمین / ای شهسوار امر قل ، ای پیش عقلت نفس کل .... چون کودکی کز کودکی وز جهل خاید آستین / چون بیندش صاحب نظر ، صدتو شود او را بصر .... دستک زنان بالای سر گوید که یا نعم المعین / در سایه ی سدره نظر ، جبریل خو آمد بشر .... درخورد او نبود دگر ، مهمانی عجل سمین / بر خوان حق ره یافت او ، با خاصگان دریافت او .... بنهاده بر کف‌ها طبق ، بهر نثارش حور عین / این نامه ی اسرار جان ، تا چند خوانی بر چپان .... این نامه می پرّد عیان تا کفّ اصحاب الیمین ما هیچ ... ما نگاه

ما هیچ ... ما نگاه

ای حرمت سپیدی کاغذ ، نبض حروف ما ، در غیبت مرکب مشاق می زند ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 14:56  توسط ن . م  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:40  توسط ن . م  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 22:51  توسط ن . م  |